سفارش تبلیغ
صبا ویژن

Z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

در کتابهای کهن آمده است که فرزانه کیست
آنکه خود را از کشمکشهای جهان دور نگاه می دارد
عمر کوتاه را بدون بیم به سر می آورد
از زور بهره نمی جوید
بدی را با نیکی پاسخ می دهد
و آرزوهایش را فراموش می کند
اما اینهمه را ما نمی توانیم
به راستی که در روزگاری تیره زندگی می کنیم...




تاریخ : سه شنبه 93/3/27 | 5:45 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

Z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

هرچى مهربونتر باشى بیشتر بهت ظلم میکنن .

 هر چى صادق تر باشى بیشتر بهت دروغ میگن. هرچى خودتو خاکى تر نشون بدى واست کمتر ارزش قائلند .

هر چى قلبت روآسونتر در اختیار بذارى راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظرى و بهشون احتیاج دارى اندازه ى یه دنیا ازت فاصله مى گیرند ؟

 این است حقیقت زندگی . . . . .




تاریخ : شنبه 93/3/24 | 8:3 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

Z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است
جامه پاکی دگر وپاکی دامان دگر است
کس ندیدیم که انکار کند وجدان را
حرف وجدان دگر و گوهر وجدان دگر است
کس دهان را به ثناگویی شیطان نگشود
نفی شیطان دگـر و طاعت شیطان دگر است
کـس نگفته است ونگوید که دد ودیو شویـد
نقش انسان دگر ومعنی انسان دگر است
کـس نیامد که ستاید ستم وتفرقه را
سخن از عدل دگر
، قصه احسان دگر است
هرکه دیدم بخدمت کمری بست بعهـد
مرد پیمان دگر وبستن پیمان دگر است
هرکه دیدیـم بحفظ گله از گرگان بود
قصد قصاب دگر ، مقصد چوپان دگر است...




تاریخ : جمعه 93/3/23 | 6:54 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

z

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

شیطان این دشمن دیرینه انسان که به عزت پروردگار قسم خورده همه ی انسانها را بفریبد، به اذن خداوند در عرصه ابتلا و آزمایش انسان مهمترین مانع در جهت قرب ربوبی می باشد. شناخت این دشمن و راه های نفوذش در زندگی از اصلی ترین وظایف هر مسلمانی است که متأسفانه مداخله و تدلیس شیطانی غالباً مورد غفلت قرار می گیرد.

شیطان جهت حمله به انسان از راهها و وسایلی استفاده می کند که قطعا در صورت شناخت آنها می توان سد راه او شد. حملات شیطانی و کمین گاه های او جهت حمله، معمولاً آشکار و در دیدرس عوام نیست. او چون هر دشمنی از نقاطی حمله می کند که فرد احتمال آنها را کمتر می دهد و آسیب پذیرتر باشد. محل وسوسه و اغواگری شیطان، قلب و منافذ ورودی او نقایص وجودی اش می باشد که به راحتی شیطان آنها را شناسایی کرده و از آنجا حمله می کند.

مهمترین راههای نفوذ شیطان به قلب انسان همان هاست که خود وی نیز بدان جهت از بارگاه قرب ربوبی مطرود شد. وقتی شیطان "خود" را دید و در برابر فرمان الهی مقاومت نمود، و وقتی برای خود تصور بزرگی نمود، این تصور باعث کوچک دیدن اطاعت خدا شد و نافرمانی کرد. پس تکبر، خشم و غضب، حسادت، هواپرستی و دنیاطلبی نیز این چنین شیطان را مسلط بر زندگی انسان می کند.

 

9 گناه در ایین شیطان پرستی!!؟

 

1- جهل و نادانی: این گناه بزرگترین گناه آئین شیطان پرستی است. نادانی بد است، ولی زیاد دردناک نیست. جهل یک چیز است. ولی جامعه ما به سمت نادانی پیش می رود. رسانه ها باید جلوی نادانی را بگیرند. شیطان پرست باید بفهماند که می توان جلوی نادانی را گرفت.

2- خودنمایی: انسان نباید خودنمایی کند، زیرا همه چیز ساخته ذهن آدمی است.

3- مَنیت: یکی از خطرناکترین چیزها برای شیطان پرست منیت اوست. بعضی ها منتظرند مردم به آنها تعظیم کرده و احترام بگذارند. شیطان پرست باید تلاش کند تحکیم کند تقدم دیگران را بر خود. ما باید ثابت کنیم و هوشیار باشیم. مبادا در عین آسودگی خیال لغزش کنید. مسلماً مدینه فاضله جهان، تصویری در میان ملت ماست. اما متأسفانه ما ازآن نقطه اوج دور هستیم.

4- خود فریبی: این گناه یکی از گناهان نه گانه است، ولی باید مکرر تکرار گردد. تا مبادا کسی گرفتار آن گردد و خود را بفریبد.

5- همرنگ جماعت شدن: شاید همرنگی با جماعت برای شما سود آور باشد، ولی فقط یک انسان احمق از جماعت پیروی می کند. زیرا در این صورت انسان فاقد شخصیت وجودی است.

6- نداشتن بصیرت و آگاهی: چقدر درد آور است برای یک شیطان پرست که بصیـرت نداشته باشد. شما هرگز نباید بصیرت خود را گم کنید، و اینکه چـه کسی هستید یا اینکه چـه چیـزی شمـا را تهدید می کند. این برای بقای شما بسیار ضروری است. ما در حال ساختن تاریخ درست هستیم. و باید تصویر و خوراک تاریخی و اجتماعی صحیحی در اذهان، از خود به جای بگذاریم.

7- فراموش کردن گذشته مکتب ارتدکس: باید آگاه بود که این مورد از کلیدهایی است که مردم را در قبول کردن چیزهای جدید و متفـاوت نگاه می دارد. در مقابلِ چیزهایی که یکباره مورد قبـول واقـع می شوند، اکنـون یک بسته تازه داده شده است.

ما باید منتظر یاوه گویی ها درباره نبوغ خالق خود باشیم و اصل را فراموش نکنیم، که این سازه ای برای استفاده شدن در جامعه است.

8- غرور بیجا: غرور اولین کلمه مهم است. قانون شیطان پرستی این است: اگر شما کارخانه دار بزرگی هستید، هنگامی که کار به خاطر شما متوقف می شود، در آن هنگام شما خود را در گوشه ای به تصویر می کشید که تنها راه شما گفتن این جمله است:

من متأسفم. من اشتباه کردم، و می خواهم که ما به طریقی مصالحه کنیم.

9- نداشتن زیبا بینی: این خواست طبیعی، عامل توازن است. زیبا بینی در جادوگری کمتر اهمیت دارد. ولی ما باید بیشتر به آن اهمیت دهیم. این واضح است که هیچ کس نمی تواند همه پولهای دنیا را یک جا جمع کند. در این زمان بیشتر زیبایی ها دلسرد کننده است. شیطان پرستی برای این است که سحر و جادو را بکار ببریم برای اثر بخشی به زیبایی ذاتی.

زیبا بینی چیزی است که مشخصاً بازتاب طبیعی دارد، اما عموماً به دروغ می گوییم: می خواهیم آنرا کنار بگذاریم.

ملاحظه می فرمایید که چگونه اعتقادات شیطان پرستی، طعنه به اعتقادات سایر ادیان می زند و از این رهگذر خود را با آنان همسان می پندارد. و همین مقدار برای فریب ساده لوحان کفایت می کند. زیرا عده ای فقط به دنبال تبعیت از چیزی هستند که در مواقعی به کار آنان بیاید. و هیچگاه به محتوا کاری ندارند.

برگرفته از وبلاگ زمزمه های شیطانی !




تاریخ : دوشنبه 93/3/12 | 1:37 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

 

آداب تشکر کردن : 
متشکرم یکی از اولین کلماتی است که در کودکی یاد می گیریم . مشکل این است که در بچگی همیشه باید از همه تشکر کرد . باید مداوم بگویید : متشکرم ،ممنونم  . بله . باید از همه تشکر کرد تا این که بالاخره یک روز از این که باید از همه ی کره زمین و موجوداتش تشکر کنید خسته و بیزار می شوید . آن وقت است که به جای تشکر خواهید گفت : " اه" به این می گویند رسیدن به دوران بلوغ ! 

شاید هم فکر می کنید در بچگی آن قدر تشکر کرده اید که حالا در دوران بلوغ سهمیه ی تشکرتان تمام شده . برای همین است که دیگر زیاد تشکر نمی کنید یا این که برای گفتن "متشکرم" وقت کم می آورید،یا شاید عجله دارید و درس و کار و زندگی دیگر حوصله ای برایتان باقی نگذاشته .

به هر حال بعد از دوران بلوغ دیگر کمتر تشکر می کنید ،در حالی که برای ادای کلمه ی "متشکرم" فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید . یعنی همان اندازه که " آه "گفتن وقت میگیرد . 

تشکر کردن علامت این است که کسی برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است . برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد . از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد . باید از افرادی که جایشان را در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آن هایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند و یا ... حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب خاص و عام می کند . آداب تشکر کردن هم مانند سایر کارها آدابی دارد . 
کلمه ی "لطفا" را به شخصی می گویند که تقاضایی از اوکرده باشند ،مثلا" ساعت را بپرسند . نشانی بگیرند ، کبریت بخواهند .ولی اشکال این جا است که همیشه بعد از لطفا" ، باید کلمه ی "متشکرم"را هم بکار برد.(که جمعا" می شود دو ثانیه) البته این در صورتی است که شخص مقابل تقاضایتان را انجام دهد .

آداب پرسیدن ساعت برای این که جلوی مردم مودب جلوه کنیم ، باید یاد بگیریم چطور سوال کنیم . مثلا" چطور از یک خارجی وقت را بپرسیم. مستر (یا میسیز)خارجی ساعت چند است ؟ مستر(یا میسیز)خارجی ممکن است بگویید ساعت چند است؟ لطفا" ساعت را به من بگویید. البته فراموش نکنید که در موقع پرسیدن وقت نباید ملیت طرف را به رخش بکشید.مثلا" نگویید آقای فرانسوی ساعت چند است ؟ بهترین انتخاب این است که بگویید ساعت چند است ؟ یا میشه لطفا" بگین ساعت چنده ؟ توجه اگر به زبان مادری خویش جواب شما را داد وی را مسخره نکنید !

آداب خواهش کردن :
"خواهش می کنم" را زمانی به کار می برند که طرف بخواهد جواب تشکر شما را بدهد. در این صورت می گویید خواهش میکنم،این که کاری نبود.(در حالی که کاری بوده کارستان). البته شما غریقی را که تصمیم به خودکشی داشته نجات می دهید(تازه بعد هم می فهمید که سینه پهلو کرده)دیگر نبایید بگویید " این که کاری نبود "مخصوصا" نباید بگویید "در خدمتم." زیرا ممکن است او به امید جواب شما دوباره دست به خودکشی بزند و خود را غرق کند. 

به هر حال در جواب کسی که از شما تشکر می کند همیشه باید بگویید "خواهش می کنم ". معذرت می خواهم : معذرت را وقتی می خواهند که به طرف مقابل از نظر جسمی و روحی آزار رسانده باشند . چه زمان باید معذرت خواهی کرد؟ وقتی از کنار کسی رد می شوید و برای لحظه ای جلوی نور آفتاب را می گیرید و او را در سایه قرار می دهید . وقتی پای کسی را لگد می کنید. وقتی کسی را "هل "می دهید. وقتی اشتباها" کسی را به قتل می رسانید ! 

توجه : سربازی که در جنگ دشمن را بکشد نباید از خانواده ی او معذرت خواهی کند ،بلکه اگر تیرش به خطا رفت باید از فرمانده اش عذر خواهی کند. ممکن است مرا ببخشید؟ وقتی طلب بخشش می کنند که به طرف مقابل آزار و صدمه رسانده باشند . در این صورت می گویند : " مرا ببخشید "

آداب سلام کردن به دیگران :
سابقا"در روستاها همه به یکدیگر سلام می کردند ولی حالا جمعیت کره ی زمین آن قدر زیاد شده که دیگر وقت باقی نمی ماند تا به همه ی مردم سلام کنیم . مردم از سلام کردن ما خوششان می آید و چون این کار هیچ خرجی بر نمی دارد،بهتر است از سلام کردن دریغ نکنید . چگونه باید سلام کرد ؟ خیلی آسان است ، بگویید سلام .

آداب دست دادن :
با این افراد شما دستتان را جلو نبرید. بگدارید اگر او مایل بود دست دراز کند :
1- به شخص مسن تر از خودتان 
2- به یک شخصیت مهم 
3- به کسی که به شما معرفی می شود .
  نکته: همیشه در مواجه با فرد بزرگتر سلام کردن وظیفه کوچکتر است اما دست دادن وظیفه بزرگتر. یعنی تا زمانی که بزرگ تر رغبت به دست دادن نشان نمی دهد کوچک تر نباید به سمت او دست دراز کند حتی در بعضی فرهنگ ها این حرکت یعنی دست دادن کوچک تر به بزرگ تر نوعی نوعی بی احترامی محسوب می شود!

توجه : به فقیری که دستش را پیش آورده ، نباید دست بدهید . بلکه سکه ای در کف دستش بگذارید . آیا برای دست دادن باید دستکش ها را از دستش بیرون آورد ؟ بله شخصی که می خواهد با شما دست بدهد ، مایل است دست شما را بفشارد نه دستکش را . توجه : فقط یک بوکسور می تواند در موقع سلام با حریف دستکش هایش را از دست ها در نیاورد. از قدیم گفته اند:"سلام ناخدا با ناخدا ، توپ است در دریا. 

آداب معرفی کردن : 
هرگز نباید دو نفری را که با هم آشنا نیستند برای مدت طولانی در کنار یکدیگر تنها گذاشت . باید از قبل آن ها را به هم معرفی کرد . یادمان باشد که همیشه فرد پایین دست را (چه از نظر سنی ، چه شغلی و ...) به فرد بالادست هاکه این افراد هستند ، خانم ها(در مقابل آقایان ) مسن ها (در مقابل جوانان) روسای حکومتی (در مقابل بقیه ی افراد) معرفی کنید. حتی اگر پدرتان نیز بسیار قابل معرفی باشد ، هرگز اول او را به یک دوست جوان معرفی نکنید بلکه دوست را به پدرتان معرفی کنید . "بابا،دوستم فلانی را معرفی می کنم ." نه اینکه "آقای فلانی ! پدرم را به شما معرفی می کنم ."

توجه : اگر آقای فلانی هیچ کشفی نکرده نباید بگویید:"آقای فلانی را که هیچ کشفی نکرده به شما معرفی می کنم ." برای معرفی بی نوایی که نام فامیل بسیار عجیب و مشکلی دارد کافی است او را با نام کوچکش معرفی کنید.

" آداب احترام گذاشتن :
 حرمت به افراد ، حرمت به تفاوت ها و طرز تفکر و منش متفاوت آنها است . تصور کنید اگر بنا بود تمام مردم کره ی زمین مانند هم بودند ،دنیا چه قدر خسته کننده می شد . آیا باید حرمت دیگران را حفظ کرد ؟ بله ، باید حرمت تمام انسانها را حفظ کرد . زیرا بالاخره افرادی هم وجود دارند که ما باید خودمان را مجبور کنیم به آنها احترام بگذاریم مثل : آن ها که مرتبا" بوق می زنند. آن ها که لوله ی اگزوز موتورسیکلتشان را دست کاری می کنند تا صدای گوش خراشی بدهد . آن ها که ... آن ها که ... و سر انجام آن هایی که حرمت هیچ کس و هیچ چیز را نگه نمی دارند:

1- حرمت به خارجیان :
فراموش نکنیم به محض اینکه به آنطرف مرز قدم بگذاریم ، ما هم غریبه و خارجی می شویم . 

خارجی ها می توانند سیاه پوست ، زرد پوست ، سرخ پوست ، باشندشاید این رنگ ها هستند که بیشتر سفید پوستان را جری می سازند. 

حرمت آداب و رسوم خارجی ها را حفظ کنیم . با یک سیاه پوست درباره ی برده های سیاه پوست صحبت نکنیم و یک آلمانی را از اعقاب هیتلر نخوانیم . وقتی یک موجود فضایی را که از کره مریخ آمده ، دیدید ،به او نخندید. یک چینی را که سگ و گربه می خورد مسخره نکنید مگر این که سگ و گربه ی شما را خورده باشد. توجه : هرگز به یک خارجی نگویید " اجنبی ".

2- حرمت به افراد مستمند :

افراد مستمند مناعت خود را دارند . آن ها فقر خود را پنهان می کنند . شما هم باید طوری رفتار کنید که انگار فقرشان را نمی بینید .

3- حرمت به ثروتمندان :

پولدارها زندگی جالب و راحتی ندارند . مغز آن ها دیگر به چیز های ساده و با مزه و شاد نمی اندیشد . آن ها دیگر نمی دانند برای تفریح بیشتر چه کنند . آن ها دیگر بلد نیستند وقت گذرانی کنند چون وقت برایشان طلاست . آیا فکر می کنند چون ثروتمند هستند خوشبخت اند و نخواهند مرد ؟ پس بدبخت خوشبخت ها ...! 

4- حرمت به خانم :

خانم ها بسیار قابل حرمت هستند به همین دلیل : آقا باید در را برای خانم باز کند و بگذارد که او اول وارد شود و هم چنین باید کمی زودتر سر قرار حاضر شود . آقا نباید یک متر جلوتر از خانم حرکت کند (نیم متر اشکالی ندارد !) آقا باید موقع رساندن خانم به منزل آن قدر بایستد تا خانم وارد منزل شود .

پسرها نباید دختر ها را مسخره کنند حتی اگر زیبا نباشند . آیا پسرها مطمئن هستند که خودشان خوش قیافه هستند ؟ و تا ابد خوش قیافه باقی خواهد ماند؟

نباید فراموش کرد که دخترانی هستند که خیلی زیبا نیستند ولی می توان در کنار آنها خوشبخت بود و از همه مهمتر ممکن است کم حرف باشند این خود بزرگ ترین نعمت است . ( سیرت زیبا برتر از صورت زیبا است)

5- حرمت به چاق ها :

اگر چاق ها چاق هستند ، تقصیری ندارند . اغلب به اندازه ی یک فرد عادی غذا می خورند . در حقیقت کافی است به سیب زمینی چشم در چشم نگاه کنند و چاق شوند . چاق ها زندگی مشکلی دارند . همه به آن ها نگاه می کنند . آن ها را مسخره می کنند . وقتی از پله ها بالا می روند نفسشان بند می آید . هرگز نمی توانند شیک پوش شوند . از همه مهمتر هرگز نمی توانند با یک فرد عادی در وزن معمولی الاکلنگ بازی کنند زیرا همیشه الاکلنگ طرف چاق ها پایین است و روی زمین می ماند . باید چاق ها را دوست داشت ، زیرا چاق ها دلشان هم چاق و بزرگ است .
توجه : در درون هر انسان چاق ، یک انسان لاغر فریاد می زند : " بگذار من از این زندان خلاص شوم ."
 6- حرمت به معلم :
اگر استادتان شما را دوست ندارد ،بهتر است با او مدارا کنید . توجه داشته باشیم که اگر معلم نبود ، چه قدر نادان از دنیا می رفتیم .
-زندگی معلم را خراب نکنید .
-وقتی او حرف می زند شما حرف نزنید . 
-مدام به ساعتتان نگاه نکنید .
-فکر نکنید این او است که بد درس می دهد .
-شاید این شما باشید که بد می فهمید .
-فکر نکنید که از جریمه کردن شما لذت می برد .
-اگر در درسی نمره ی تک گرفتید ، پدرتان را نفرستید تا با او زور آزمایی کند !

7- حرمت به پیرها :
در هر دوره از زمان ، به مغزمان فرو می کنند که جوان های این دوره بد تربیت شده اند . دوره ی قدیم جوان ها بهتر بودنند و همیشه این حرف را پیرها می زنند . جوان ها صندلیشان را به پیرها نمی دهند . پیرها هم همینطور، صبر داشته باشید . بالاخره یک روز پیرها می روند و شما جوان ها پیر می شوید و میتوانید روی صندلی آنها بنشینید .

هرگز پیرها را نرنجانید . آن ها شکننده اند و مانند یک لیوان نازک زود می شکنند . با آن ها قبل از سفر ابدی شان مهربان باشید . بگذارید از کره ی زمین خاطره ی خوبی با خود ببرند . این باعث می شود ابدیت شان را با آرامش و حوصله سپری کنند . هر بار که سالخورده ای را می بینید ، کودک نوجوانی را به خاطر بیاورید که دورانی طولانی از جوانی اش گذشته است .

توجه : فراموش نکنید که میان پیر و جوان فقط چند سال سن قرار گرفته است .

8- حرمت به پلیس :
دو نوع پلیس وجود دارد : پلیسی که پس از دزدیدن یک موتورسیکلت از دستش فرار می کنیم و پلیسی که پس از دزدیده شدن موتورسیکلتمان به او مراجعه می کنیم ، هر دو یک نفر هستند!
پلیس ها هم رحم و عطوفت دارند . هر بار که اطلاعاتی از پلیس می خواهید باید بگویید : "سلام سرکار" " لطفا" سرکار " " متشکرم سرکار " " خداحافظ سر کار " و هر بار که از کلانتری خارج می شوید ، هرگز نگویید به امید دیدار .  بگویید : بدرود . خداحافظ.   
- قوانین مهم معاشرت پسندیده

در روزگاران پیشین به آداب و نزاکت اجتماعی بهای بیشتری داده می‌شد، اما افسوس که جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است. مقصود من آن نیست که مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یک به یک و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا کنند بلکه رعایت برخی آداب پسندیده به شما کمک خواهد کرد تا شأن و منزلت اجتماعی‌تان ارتقا یابد. 

- همیشه مودب باشید
اگـر هـم از کـسی خوشتان نمی آید نیازی نیست که شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاکت بـاشید تـا بـرتـری خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت کنید.

- هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع است. چون نشان دهنده آن است که شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیریـد. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاکت و ادب می باشد.

- با صدای بلند صحبت نکنید
هنگامی که با صدای بلند صحبت می کنید، بـاعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود می گردید. بـلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و آنکه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به کرسی بنشانید . هـمـچـنـیـن بلند صحبت کردن سبب جلب توجه اطرافیان میگردد البته توجه منفی.

- کنترل خود را از دست ندهید 
زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست می دهید و از کوره در می روید به همه نشان می دهید قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم که شما از کنترل رفتار خودتان عاجز می بـاشیـد، چـگونـه قـادر بـه کـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ کنید (کار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

- به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما که نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟ البته این سخن بدین معنی نیست که در هنگام صحبت کردن با کسی رو از او برگردانید، روبرگرداندن مخالف برقراری ارتباط چشمی و دور از ادب است.
خیره شدن هم با برقراری ارتباط چشمی تفاوت دارد. بنابراین ارتباط چشمی برقرار کنید ولی به کسی خیره نشوید.

- صحبت کسی را قطع نکنید 
پیش از آنکه اظهار عقیده ای بکنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بی نزاکتی و عدم برخورداری از مـهـارتـهای اجـتـمـاعـی فرد می باشد. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی بنظر آیید، هیچگاه صحبت کسی را قطع نکنید و هرگاه که ناچار بـه انـجـام ایـن کـار شـدیـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله معذرت می خواهم ، اقـدام بـه انـجام آن کار کنید. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت کـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

- همیشه وقت شناس باشید
مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. هـمچـنـین یک فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترک کند.

- اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یک فرد متشخص می باشد. جزئیات زندگی خانوادگی وشخصی شما باید محرمانه باقی بمانند. 

 - آب دهان نیاندازید 
 اغلب مردها این کار را به طور ناآگاهانه انجام می‌دهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بی‌شخصیتی فرد را می‌رساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن که بخواهید ثابت کنید انسان بی‌نزاکتی هستید. 

- حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور که دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاکید قرار دادم که امروزه جوانان خیال می‌کنند همه چیز را می‌دانند و از همه چیز سر در می‌آورند و در واقع خود را عقل کل می‌دانند، اما اینطور نیست. کافی است به 5 سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش‌تر و با تجربه‌تر شده اید. اینطور نیست؟ با آن که 5 سال پیش نیز فکر می‌کردید همه چیز را می‌دانید. 

- به اشتباهات دیگران نخندید
این یکی از پست‌ترین کارهای است که کسی ممکن است انجام دهد. هنگامی که شما اشتباهی مرتکب می‌شوید یا خراب کاری می‌کنید تنها انتظاری که از دیگران دارید آن است که اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم‌پوشی کنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند. 

- کلاه خود را از سر بردارید
  شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می‌باید کلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با کلاه بر سر میز شام ننشینید چون این کار نشانه بی نزاکتی مفرط است.

- پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند. 
زمانی که برای صرف غذا سر میز نشسته‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان کاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یک زمان شروع به صرف غذا کنند. این نکته اگرچه موشکافانه به نظر می‌رسد، اما بسیار حائز اهمیت است.

-  فخر فروشی نکنید
  هیچکس از آدم لاف زن خوشش نمی‌آید. در هنگام گفت‌وگو درباره مسائل مالی به دارایی‌های خود اشاره نکرده و ثروت خود را به رخ نکشید. 

- به ساعتتان نگاه نکنید
هنگامی که در یک جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نکنید مگر آن که بلافاصله قصد ترک آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می‌کنید دیگران اینگونه برداشت می‌کنند که شما خسته و بی حوصله شده‌اید.

 

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 




تاریخ : یکشنبه 93/3/11 | 6:55 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

چنان که امروزه  رند به آدمی فرصت‌طلب گفته می‌شود که جز به سود خود و زیان دیگران به چیز دیگری نمی‌اندیشد و ترکیباتی از آن نیز، مانند کهنه‌رند و مردِ رند و خرمرد رند، کاربرد دارد.

درون صافی از اهل صلاح و زهد مجوی        که این نشانه رندان دردی‌آشام است
مکن ملامت رندان و ذکر بد نامی            که هرچه پیش تو ننگ است، پیش ما نام است

 

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز  

ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست!

 

زمانه افسر رندی نداد جز به کسی        که سرفرازی عالم در این کله دانست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان    چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

 




تاریخ : دوشنبه 93/3/5 | 12:20 صبح | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

آرمان را نمی توان قرض گرفت، خرید یا گدایی کرد، بلکه باید از درون انسان بجوشد و بالا بیابد


خوشبختی مانند عطر است؛ نمی توانی بدون بهره بردن چند قطره، آن را به دیگری بدهی.

با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن.

زمانی که (توهم جاودان بودن) را از دست بدهی، زندگی هم معنایش را از دست می دهد

اگر می خواهی قدر پول را بدانی قرض کن.

حافظه ی طلبکار بهتر از بدهکار است.

چرا دشوارترین کار در جهان این است که به پرنده ای این باور را بدهی که آزاد است ؟

ما نه تنها باید از مغزهایی که در دست داریم بهره بگیریم، بلکه باید از مغزهایی که می توانیم قرض بگیریم نیز بهره برداری کنیم.

آرام برو و از زندگی لذت ببر. وقتی که خیلی تند می روی، نه تنها مناظر سر راه را از دست می دهی، بلکه ممکن است این حس را که به کجا و برای چه می روی را هم از دست بدهی.

اگر برنده شوی نیاز نداری که شرح دهی ... اما اگر بازنده شوی بهتر است آنجا نباشی تا مجبور شوی شرح بدهی.

کارهایی هست که دیگران هم می توانند انجام دهند، آن را انجام نده. حرفهایی هست که دیگران هم می توانند بزنند، آن را بیان نکن و چیزهایی هست که دیگران هم می توانند بنویسند، آن را ننویس! کاری را بکن که فقط تو می توانی انجامش بدهی.

تاسف خوردن، جبران قرض را نمی کند.

قرض، حلقه اسارتی است که به دست خود بر گردن خود می افکنیم.

سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی؛ هم وقت خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی .

در هنگام توانایی اگر بدهی دیگران را ندهی، بویژه هنگامی که او درمانده باشد، شکوه و جایگاه خویش را برای همیشه از دست می دهی.

به آن گروه از افراد بپیوندید که به آنچه می گویند عمل می کنند. این افراد، الگوهای بزرگی هستند که سایر افراد جهان را به شگفتی وامی دارند .

هرگز پول قرض ندهید، مگر آنکه آماده باشید از پس گرفتن آن چشم پوشی کنید.

اگر چیزی برایتان ارزشمند است، در وهله ی نخست، آن را قرض ندهید.

[دانش] ستاره‌شناسی، روح را وامی دارد که به آسمان بنگرد و ما را از این جهان به جهان دیگر بَرد.

اگر عشق را از دست بدهی، زتدگی ات را باخته ای.

به یک خرده گیر اگر رو بدهی، خودش را دانای روزگار می داند.

هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.

عشق و احساس شورانگیز، جهانی را به جنبش وامی دارد.

دمی بی خبری کافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را که با تلاش به دست آورده ای، نابود می شود و از دست می رود.

پیش از پول قرض کردن از یک دوست، درست بیندیشید که به کدام بیشتر نیاز دارید! پول یا دوست ؟

بیچاره ای که صورتشو با سیلی سرخ میکنه مجبورش میکنند که پولهاشو قرض بده !

آنچه مهم است، غذا، پول و امکان تسویه‌ حساب با دشمنان است. اگر به هر کسی این سه را بدهی، دیگر غر و لُندی از او نخواهی شنید.

هر کس باید بپذیرد که ارزش کمک – وام، قرض گرفتن – را دارد. زیرا توانایی شما برای پذیرش کمک دیگران، تعیین کننده‌ی توانایی شما برای کسب دارایی است.

بانک، جایی است که در هوای آفتابی چتری به تو قرض می‌دهد و در هوای بارانی، پس می‌گیرد.

زمانی که همه چیز خوب است و در مورد همه چیز، آسوده دل هستید، گوش‌تان بدهکار نیست، ولی هنگامی که در زندگی با دشواری روبه‌رو شدید یا درد و رنجی به سراغتان آمد، آنگاه گوش شنوا پیدا می‌کنید و پذیرش‌تان برای باورها و اندیشه‌های تازه بالاتر می‌رود.

بهتر است بدهکار باشیم، تا اینکه با پولی که مهر و نشان ما بر آن نیست بدهی خود را بپردازیم.

دنیا چیزی به شما بدهکار نیست؛ شما باید خودتان آن را بیافرینید.

اگر به پسرت ماهی بدهی، برای یک روز، او را سیر می‌کنی، ولی اگر ماهی‌گیری را به او بیاموزی، او را برای همیشه سیر خواهی کرد.

در کسی که نخواهد مالی از حلال جمع کند خیری نیست که به آن مال روی خود را از سؤال حفظ کند و قرض خود را ادا کند و با خویشان خود احسان کند

از جمله‌ی حقوق مال حق ماعون است که حق تعالی وعید جهنم فرموده است برای کسی که منع آن نماید و آن قرضی است که به همسایه دهد یا نیکی که به ایشان کند یا ضروریات خانه که به ایشان عاریه دهد.

بهترین اعمال نزد خداوند سه چیز است: سیر کردن انسان گرسنه یا هر مخلوق خدا، یا قرض دیگران را ادا کردن، یا غمی را از دل او برداشتن .

اگر فقط به کسانی قرض بدهید که می‌توانند به شما پس بدهند، چه هنر کرده‌اید؟ حتی گناهکاران نیز اگر بدانند پول‌شان را پس می‌گیرند، به یکدیگر قرض می‌دهند.




تاریخ : یکشنبه 93/3/4 | 1:20 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه ، خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است
بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ، از کال چیدن است 




تاریخ : شنبه 93/3/3 | 12:58 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

 

وجودم را با اسم مقدسش تطهیر میکنم و بیاد او قدم به قدم خواسته هایم را بیان میکنم

z

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

قلبم را به او میسپارم  و وجودش را در زندگیم فرا خواندم هر چند میدانم از اوان زندگیم

همراهم بوده اما من نمیدانستم

دلتنگیهایم را به او میسپارم وخوب میدانم نمیگذارد شررهای افسردگی در من ایجاد شود

پس دلخوشم میکند و مرا از درگاه خودش نا امید نمیکند عظمتش را می بینم وجود خدائیش را حس میکنم

تنهایم نمیگذارد راهنمای قلبی منست همان که پادشاه چهانیان است منجی عالم پس کرنش به درگاهش سزاوار است .




تاریخ : جمعه 93/3/2 | 7:44 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر

 
 اساس دین ، شناخت خداوند است و کمال شناخت او ، تصدیق به وجود اوست و کمال تصدیق به وجود او ، یکتا و یگانه دانستن اوست و کمال اعتقاد به یکتایى و یگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شایبه و آمیزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شایبه و آمیزه‏اى پاک باشد که از ذات او ، نفى هر صفت شود زیرا هر صفتى گواه بر این است که غیر از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر این است که غیر از صفت خود است .
 


الف: تعریف دین:
تعریف دین هر چند ساده به نظر می رسد ولی با دقت در آن می توان متوجه شد که بسیار کار مشکلی است. یرچادالیاده می گوید: «هیچ کلمه ای غیر دین نباشد که همواره و آشکارا خیلی صاف و ساده به کار رود، ولی در واقع نمایان گر نگرش هایی باشد که نه فقط بسیار متفاوت اند، بلکه گاه مانعه الجمع اند».

ب: تعریف حق:
«حق» واژه ای عربی است که معادل آن در زبان فارسی «هستی پایدار» است.
در اصطلاح می توان گفت: «حقوق عبارت است از مجموعه قوانین و مقررات اجتماعی که از سوی خدای انسان و جهان، برای برقراری نظم و قسط و عدل در جامعه بشری تدوین می شود تا سعادت جامعه را تامین سازد».
این تعریف در جای است که حق در برابر باطل به کار رود، و اما اگر حق در برابر حکم به کار رود مراد امر اختیاری است که به انسان بر می گردد. لذا در فرق حکم و حق گفته اند: که حق آن است که بشر اختیار دارد که آن را استیفا کند یا نکند و موظف به انجام این کار نیست بر خلاف حکم که بشر باید آن را عایت کند.

ج: تعریف تکلیف:
تکلیف نیز همچون دین و حق تعاریف مختلفی دارد، آنچه در مورد پرسش می تواند مورد نظر باشد، تکلیف به دستوراتی گفته می شود که بشر باید آن را رعایت کند یعنی در واقع همان معنای حکم را دارد، منتهی در هر دینی احکامی لزومی داریم، و احکامی مستحبی و رحجافی و ...
با توجه به مقدمات پیش گفته می توان گفت که دین حق انسان است، و از حقوقی است که خداوند برای انسان قرار داده این است که دین حق، و دین سعادت آفرین را انسان با اختیار خویش انتخاب نماید، لکن این حق، آمیخته به وظیفه است. پس حق است و نتیجه بودنش این است که دیگری نمی تواند از انسان آن را سلب کند و از طرفی هم وظیفه عقلی است، یعنی عقل پس از درک این که سعادت واقعی و کمال نهایی انسان در گرو تدین به دین حق است حکم می کند که باید از دین حق پیروی کنی و نباید از پذیرش آن شانه خالی کنی و در پی آن عمل کردن به آن دین حق تکلیف اوست، یعنی در انتخاب دین کامل با تحقیق آزادانه جلو می رود. ولی در عمل کردن به متن آن موظف و مکلف است درست مانند انسانی که دنبال پزشک معالج متخصص است اما بعد از رفتن و نسخه گرفتن موظف است به دستورات پزشک عمل نماید. این وظیفه اساسا وظیفه ای عقلی و از ارشاد است و احکام عقل عملی است.

تذکر نکته مهم:
بنابراین نمی توان نتیجه گرفت که اگر دین حق انسان است، ما نمی خواهیم این حق را استیفا کنیم چنان که در تعریف حق در مقابل حکم اشاره شد که حق را می تواند انسان نگیرد و استیفا نکند. پس می توانیم ما دینی نداشته باشیم.
نکته اساسی این است که بین حقوق و احکام و تکالیف ارتباط وجود دارد، یعنی حقوق به احکام و تکالیف بر می گردد. و گاهی احکام و تکالیف به حقوق بر گردد.
«بازگشت حقوق به احکام (و تکالیف) به این معناست که گر چه انسان مثلا دارای حق آزادی است. اما همین «آزادی» او از ناچاری است، یعنی انسان محکوم به آزادی است و نمی تواند آن را از خود سلب کند. از این رو هم حقوقی که به آزادی بشر مربوطند، به احکام و تکالیف الهی نسبت به انسان باز می گردند. درباره «حیات» نیز چنین است یعنی گر چه انسان دارای حق حیات است. اما موظف است این حق را حفظ کند و نمی تواند آن را از خود جدا سازد به این ترتیب، اگر چه آزادی و حیات و ... به صورت انسان، حق جلوه می کنند، اما روح این حقوق، در مکتب دین، حکم (و فرمان) خداست به بیان دیگر، انسان همانگونه که باید از آب و هوای سالم بهره ببرد حق ندارد که خود را از این دو محروم سازد، به همین سان موظف است از حقوقی که خداوند برایش معین فرموده است، بهره برد. اما بازگشتن احکام و تکالیف به حقوق به این معناست که خداوند برای آن که بشر را به کمال برساند، احکامی را بر واجب کرده است، پس روح این احکام، همان حق کمال یابی انسان است. از این رو همانگونه که انسان نمی تواند آن حقوق را از خود سلب کند, این احکام را نیز نمی تواند کنار گذارد».
دین هم نسبت به انسان چنین وضعی دارد. یعنی در حالی که حق انسان است دین را انتخاب کند، نمی تواند از این حق صرف نظر کند، و موظف است برای حیات معنوی خویش کامل ترین و سعادت آفرین دین را انتخاب نماید این وظیفه هم وظیفه ای است عقلی یعنی عقل انسان حکم می کند که راه سعادت را برگزین و هم دعوتی است که از سوی خدا به انسان عرضه شده و نتایج پیروی و عدم پیروی از آن روشن شده است. بعد از انتخاب دین حق هم انسان موظف است به دستورات آن عمل نماید، چون احکام دین برای این تدوین شده است که انسان به کمال خود راه یابد این احکام دارای پشتوانه پایدار و ثابتند که همان تامین مصالح انسانی باشد و چون از ثبات برخوردارند، به صورت حقوق تجلی می کنند.
و در حقیقت می توان گفت: دین همان حق واقعی است و در تعریف دین اشاره شد که مقصود از اعتقاد علم به پیروی بر طبق مقتضای علم قطعی است.نتیجه این شد که دین حق انسان است ولی حقی است که نمی تواند از آن صرف نظر کند هم چون استفاده از آب و هوای سالم که حق انسان است، ولی هچ بشری حق ندارد که خود را از دین محروم نماید، حیات معنوی انسان نیز بستگی تام به استفاده از آب زلال دین، و هوای صاف معنویت دارد، هیچ بشری نمی تواند خود را از آن محروم نماید.
و بعد از انتخاب دین کامل، نیز موظف است برای تامین حیات معنوی و رسیدن به تکامل به دستورات آن عمل نماید. البته این باید در حد تکلیف است نه اجبار تکوینی یعنی بشر می تواند کاری کند که به سعادت نرسد، ولی به هر حال به خویش زیان رسانده است.

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید




تاریخ : چهارشنبه 93/2/17 | 1:3 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر