بحريست بحر عشق که هيچش کناره نيست




از امام رضا عليه السلام پرسيده شد : آيا مردم مي توانند پرسيدن از چيزي را که بدان نياز دارند واگذارند؟ فرمود : نه . [يونس بن عبدالرحمان از برخي يارانش] پارسي بلاگ، پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ
کل بازديدها:1431 .:. بازديد امروز:0 .:. بازديد ديروز:0
وبلاگهاي خودم


راه وصول به سعادت
بحريست بحر عشق که هيچش کناره نيست
زهره صفي آريان[11]
قرآن هديه ي الهي است که خداوند با فرود آوردن آن بر پيامبر اسلام به انسان منت نهاده . قر آن نوري است که دلها را روشن مي سازد،داروئي است که دردها را درمان ميکند وسينه ها را شفا ميدهد معجزه اي است که انسان را از غفلت در مي آورد وراهنمائي است که به بهترين راه سعادت رهنمونش سازد. هر که پيش روي خود قرارش دهد به سوي بهشت هدايتش خواهد کرد وهر که بدان پشت کرد در آتشش اندازد. هر آنچه که انسان بدان نيازمند است بيان کند ومعارف آن آب گوارائي است که عطش دانشمندان را بر طرف ودل فقهاءوژرف انديشان را چون بهار سر سبز ،شاداب وبا طراوت ميکند. نوري است که هيچگاه خاموش نشود وچراغي است که شعله آن نميرد ودريائي است که به اعماق آن نتوان رسيد. چشمه ي جوشان علم ومعرفت است براي آنکس که مي فهمد ودقائق وعجائب آن پاياني ندارد وعلماءاز آن سيري نيابند. بايد هر چه بيشتر در باره ي قرآن بينديشيم،در اعماق آن فرو رويم واز منابع ومعارف ناب وگرانبهاي آن تا حد ممکن برداشت کنيمتا به سعادت بشري برسيم.قرآن يک مجموعه ي کامل از معارف بشري وعلوم انساني است که در زمينه هاي تاريخ،حقوق،سياست،اخلاق،تربيت،اعتقادات،احکام،جامعه شناسي و...سخن ميگويدودر همه ي آنها ديدگاه خاص خود را ارائه کرده است.
 

لينک به لوگوي من
بحريست بحر عشق که هيچش کناره نيست
 

لوگوهاي برگزيده
 

وبلاگها ي برگزيده
 

جستجو در متن وبلاگ

جستجو:
 

اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
 

آهنگ وبلاگ
 

وضعيت من در ياهو
 
  •    + به زندگي عشق بورزيم،زندگي اين عشق را به ما برمي گرداند ، نويسنده: زهره صفي آريان
    دوشنبه 7/5/1387 ساعت 11:46 صبح
    بله اين حقيقت دارد . اگر به زندگي عشق بورزيم،زندگي نيز براستي اين عشق را به ما بر ميگرداند . اگر زندگي را دوست بداريم به ارتقاي روحي فوق العاده اي دست مي يابيم: بشکلي که همواره در زندگي شور وشوق خواهيم داشت . به احساس عميقي از شادي مي رسيم وبا چنين احساسي قادر خواهيم بود براي هميشه نشاط وشادي خود را در جهان ودر ميان مردم حفظ کنيم. اين ارتقاي روحي بالاترين حد تحمل را به ما ارزاني خواهد کرد.،عشق بهترين راه براي واکنش نشان دادن در برابر دنياست .همه چيز را زيبا وفوق العاده ببينيم. هميشه از همين روش استفاده کنيم،زيرا دنيا واقعآ زيباست _ تک تک آفريده هاي خداوند معجزه اند ، معجزه هاي واقعي .))
      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + فضاي محبت وهمکاري وبرادري نويسنده: زهره صفي آريان
    شنبه 20/5/1386 ساعت 8:4 صبح

    روايتي از پيامبر اسلام نقل شده

    پيش پيامبر مي آمدند واز يکديگر بد گوئي مي کردند وچيزهائي را در باره يکديگر مي گفتند گاهي راست وگاهي هم خلاف واقع.پيامبر خدا به مردم فرمودند:هيچکس درباره اصحابم به من چيزي نگويد.دائما"نزد من نيائيد واز همديگر بد گوئي کنيد .من مايلم وقتي که در بين مردم ظاهر مي شوم وبه ميان اصحاب خود ميروم، «سليم الصدر» باشم؛يعني باسينه اي صاف وپاک وبدون هيچ گونه سابقه وبد بيني به ميان مسلمانها بروم.يکي از کارهاي رسول اکرم (ص)اين بود که فضاي جامعه را يک فضاي مهربان وسرشار از مهر ومحبت بسازد تا همه مردم در آن،نسبت به يکديگر محبت بورزند وبه چشم حسن ظن وخوشبيني به يکديگر نگاه کنند.روز با سعادت مبعث پيامبر گرامي حضرت محمد(صلواةالله عليه)بر جميع مسلمين مبارکباد.
      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + ستايش نويسنده: زهره صفي آريان
    جمعه 5/5/1386 ساعت 12:10 عصر

    ستايش خداوندي را سزاست که سر انجام خلقت،وپايان کارها به او باز مي گردد.خدا را بر احسان بزرگش،وبرهان آشکار،وفراواني فضل وآنچه بدان بر ما منت نهاده است مي ستائيم،ستايشي که حق او را اداء کند،وشکر شايسته او را به جا آورد،به ثواب الهي ما را نزديک گرداند وموجب فراواني نيکي واحسان او گردد.از خدا ياري مي طلبيم،ياري خواستن ما که به فضل او اميدوار،وبه بخشش او آرزومند،وبه دفع زيانش مطمئن،وبه قدرت او معترف،وبه گفتار و کردار پروردگار اعتقاد داريم.به او ايمان مي آوريم،ايمان ما که با يقين به او اميدوار،وبا اعتقاد خالص به او توجه داريم،وبا ايماني پاک در برابرش کرنش مي کنيم،وبا اخلاص به يگانگي او اعتقاد داريم،وبا ستايش فراوان خدا را بزرگ مي شماريم،وبا رغبت وتلاش به او پناهنده ميشويم.


    ميلاد حضرت علي (عليه السلام)بر جميع پاک سيرتان جهان مبارکباد


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + رمز موفقيت نويسنده: زهره صفي آريان
    يکشنبه 24/4/1386 ساعت 7:2 عصر

    قرار شده که فقط از افکار خودم استفاده کنم خوب ، قول داده ام ونبايد زير قولم بزنم فکر ميکنم اين هم بهتر است چون از مطالب ديگران استفاده کردن نه تنها  باعث خستگي افکار ميشود بلکه تازگي هم ندارد پس مي بايست از انديشه هاي نو به نو استفاده کرد پس ما اين سرمايه را براي چه در خود ذخيره نموده ايم که اگه راکد بماند فقط فسيل شده و محو ميگردد اما اگه لحظه به لحظه از آن استفاده کنيم انديشه هاي نوتري درمي يابيم اينهم نشاني از قدرت الهيست که بر ما عطا شده. خوب براي رسيدن به راهکارهاي موفقيت چه بهتره که ريشه هاي منفي گريها را کنار بزنيم ودر زندگيمون نسبت به مسائل با ديد مثبت نگاه کنيم البته مي بايست فرايندهاي آن را هم در نظر بگيريم تا اينکه به بن بست برنخوريم براي لحظات زندگيمون ارزش قائل باشيم ونگذاريم زمان بيهوده هدر رود بلکه باپيش بينيهاي قبلي زمان را بسازيم تا به موفقيت خود دست يابيم.محبت را فراموش نکنيم و يکديگر را دوست بداريم چرا که همين نعمت خدا داديست که براي ما راه گشاي موفقيتهاست البته متذکر آن باشم محبت صادقانه ودور از ريا که به دل مي نشيند.به همديگر اعتماد کنيم چون همين سلب اعتماد خشي بر آئينه ي آينده قرار ميدهد وباعث سدي در راهمان ميشود.گذشت داشته باشيم که همين گذشت ياران مارا زياد ميکند.هميشه در اين فکر باشيم که چه خوبه ديگران هم بمانند ما در زندگي همراه ما پيشرفت داشته باشند باور کن با اين افکار نه تنها خود را در اوج لذت مي يابيد بلکه خوشنودي آنها هم باعث آرامش خاطر ما خواهد شد.عجول نباشيم تنها راه تنزل انساني در زندگي همين مسئله ي عجله است چرا که باعث خرابي کارها شده وانسان را نا اميد ميسازد.در حين عصبانيت آرامش خود را حفظ کنيم چون با اقدام آرامش است که ميتوانيم تصميم درست بگيريم.موقعيت هر فردي را در نظر بگيريم وهر آنچه در ذهنمان خطور کرد بر زبان نياوريم بلکه مطابق با محيط هر فرد تصميم داشته باشيم.البته در اين يک جمله ممکن است سؤالي پيش آيد شايد طرف مذکور برخلاف موقعيتها اقدام ميکند که چه بهتر است سکوت کرده وطرف را به حال خود گذاشته تا به خود آيد.اگر موفق نشديم ميتوانيم با اقدام مسالمت آميز هدايتش کنيم.


     


     


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + پاکترين بانوي هردو عالم..... نويسنده: زهره صفي آريان
    چهارشنبه 13/4/1386 ساعت 12:44 عصر

     


      


    سلام دوستان :


     از فاطمه(س) چه ميدانيم؟


     


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + قطره اي بوديم در اقيانوس طواف نويسنده: زهره صفي آريان
    دوشنبه 11/4/1386 ساعت 11:10 صبح

     


    نام تو شمع است ودل پروانه اي            نام تو گنج است ودل ويرانه اي


    تا شراب ناب تو نوشم زشوق                 بايدم از جان ودل پيمانه اي


    امروز به وبلاگ يکي از دوستان سر زدم واز نسيم صحبت جالبي بود که منو حسابي به ياد منزل دوست انداخت


    منزل دوستي که هميشه دوست بوده وهست


    آري خانه ي کعبه بياد دارم هنگاميکه گرد هم آمده بوديم در بين راهمون اگه توجه کرده باشي قسمي از راهمون نسيم زيبا ي بهشتي به مشام ميرسد همون نسيمي که بوي خوش خاک کربلا را تداعي بخش است .


    البته در حج عمره.


    هميشه دعايم اينست که به حج تمتع هم مشرف شوم چون براي مسلمين از واجبات همين حج تمتع ميباشد.


    هيچ توجه کرده اي هنگاميکه قدم به قدم خانه خدا را دور ميزني چطور فرشتگان الهي در آنجا جمع آورده اند حتي در آن لحظات بارها وبارها مواظب مخلوقات خوب خدا هستند.


    خدايا! اين را تو ميداني که بهترين لحظات من فقط آن بوده که با تو باشم وهميشه از تو ياري جويم.


    دوستان حق : شما که مشرف شده ايد وميدانيد که آنجا چه جاي مقدس و الهيست  انشاءالله باز هم مشرف شويد وفيض کامل ببريد


    واما شما که هنوز تشريف نبرده ايد ودوست داريد که مشرف شويد انشاءالله که خداوند ياري فرمايد وشما هم به همچين جايگاه مقدسي تشريف ببريد تا اينکه بدانيد من چه ميگويم


    اگه بخواهيم تمام جهان را سفر کنيم اين را بدانيد جائي را پيدا نخواهيد کرد که تا اين حد دلنشين باشد و بخواهد از نظر روحي ومعنوي انسان را به تکامل برساند.براي من همان خانه ي کعبه تمام جهان منست چه بسا خيلي هم بزرگتر از جهاني که تصورش کنم.


    يکي از بزرگان گفته است:


    سالي از سالها اراده ي حج کردم. در اثناي راه از قافله باز ماندم. توکل بر خدا کرده،شتر ميراندم.جواني را ديدم که از کناره ي بيابان تنها مي آمد وجامه ي مختصر پوشيده بود. نه زادي،نه راحله اي،نه انيسي،همينکه به من رسيد، به او گفتم : اي جوان!از زندگاني سير شده اي که اينچنين در باديه آمده اي ويا چون من از قافله جدا مانده اي؟گفت:جدا نمانده ام ،خود آمده ام .گفتم:زاد وراحله وطعام وآبت کجاست ؟اشاره به سوي آسمان کرد. خواستم او را امتحان کنم،گفتم:من تشنه ام،شربتي آب سرد به من بده.او دست در هوا کرد،قدحي آب بگرفت گويا اينکه در داخل آن يخ انداخته بودند. آنرا به من داد،آشاميدم.من در تعجب مانده،گفتم:اين مقام ومنزلت را ازکجا يافتي؟گفت:((اذکره في الخلوات يذکرني في الفلوات)):.((اورا در خلوتها ياد ميکنم،او هم مرا در سختيها ياد ميکند)).


    برخداست به مقصد رسانيدن


    شيخ فتح موصل روايت ميکند:در صحرا سلام کردم،نوجواني راديدم که هنوز به حد بلوغ نرسيده بود .آن نوجوان ذکر مي گفت.به او سلام کردم،جواب داد کجا ميروي؟گفت به زيارت بيت الله الحرام.گفتم چه ذکر ميکني؟گفتک قر آن ميخوانم گفتم :هنوز تو مکلف نيستي ،چرا خود را به زحمت مي اندازي؟جواب داد:من  به چشم خويش مي بينم که از من کوچکترها را مرگ در کام خود مي کشد. گفتم :قدمهاي تو خيلي کوتاه است وراه  منزا ومقصودت بس دراز؟جواب داد:بر من است رفتن وبر خداست به مقصد رسانيدن. گفتم:زاد وراحله اي براي تو نمي بينم گفت:توشه ي من يقين ومرکبم پاهايم است


    گفتم:از نان وآبت ميپرسم؟جواب داد:آيا ديده اي که کسي ترا ميهمان کند وتو طعامت را همراه ببري؟مولاي من مرا به زيارت بيت خود دعوت کرده ودليلي ندارد من توشه ي خود را همراه ببرم. آيا پروردگار من مرا گرسنه خواهد گذاشت؟گفتم حاشا.


    از نظر من دور شد .در مکه اورا ديدم که طواف ميکند.گفت اي شيخ !آيا شک در تو زايل شد؟


     


    سد ره توفيق بود گرد علايق


    خواهي که  به منزل برسي راحله بگذار 



      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + هدف نويسنده: زهره صفي آريان
    چهارشنبه 6/4/1386 ساعت 11:0 صبح

    هدف زندگي انسانها در عالم دنيا همين جنبه ي آزادي آنها در انتخاب راهشان است تا از اين طريق به کمالات نهائي برسند. قدم نهادن در مسير رضايت پروردگار آنهم با اراده واختيار،تحرک دروني ورشد وتعالي در درون انسان ايجاد ميکند به گونه ايکه آدمي به تکاپو مي افتد تا گامهاي بيشتري را در اين طريق بردارد.اظهار بر غيب براي احدي نيست جز کسانيکه خداوند از آنها راضي است.


    رسول الله برگزيده ي خداست وما وارث آن پيامبري هستيم که خداوند هر آنچه خواسته از غيبش به او اطلاع داده پس ما ميتوانيم آنچه مربوط به گذشته است وآنچه تا قيامت پيش مي آيد را در نظر گيريم.


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + خدا را فراموش نکنيم نويسنده: زهره صفي آريان
    چهارشنبه 6/4/1386 ساعت 10:26 صبح

    امروز ميخواهم کمي در مورد مسئله ي توبه بنويسم که اصلا توبه چيه؟


    توبه يک حالت روحي ورواني ويک انقلاب وقيام دروني است که لفظ (استغفرالله ربي واتوب اليه)بيان کننده ي اين حالت است نه اينکه خود آن باشد.يک نوع انقلاب وقيام از ناحيه ي خود انسان عليه (خود)واين از جمله مختصات انسان محسوب ميشود.تنها انسان است که ميتواند با اختيار خود عليه خود قيام کند.حيوان يا گياه اگر مانعي بر سر راه خود ببينند تغيير مسير ميدهند ويا در مقابل خود مقاومت ميکنند.اما هيچگاه اينها عليه خودشان تغيير موضع نميدهند.اما انسان با استعدادهاي شگفت انگيز ي که دارد ميتواند عليه خود ش قيام کند.انسان موجوديست دو بعدي ،هم جنبه ي طبيعي  و حيواني دارد. هم جنبه ي روحاني وملکوتي دارد.لذا گاهي با نافرماني از دستور هاي خداوند وغرق شدن در جهات طبيعي از خود ملکوتي که حقيقت انساني وابسته به اوست غافل ميشوداگر همين انسانيکه غرق در شهوت است عقل خود را بکار اندازد ومتوجه شود که در چه وضعيت اسفباري به سر ميبرد بينديشد ،او مخلوقي است که با استعدادهاي نهفته در درون خود چنان قدرتي دارد که ميتواند از ملائکه هم بالاتر برود به مقام خليفه اللهي برسد حال آنکه اسير ديو نفس خود شده است به ناگاه با نوري در درونش روشن ميشود وبا توفيقات الهي وتأملات دروني خود به اين درک وفهم ميرسد که تمام فضائل اخلاقي او گرفتار هواي نفس اويند وهيچ آزادي عملي ندارداين جاست که با اراده واختيار خود قيام کرده ودر حقيقت جنبه ي ملکوتي وروحاني اش انقلاب ميکند وزمام امور وجودش را در دست ميگيرد ودر اين همگام است که توبه محقق ميشود وانسان توبه کار در تلاش است تا خود را در صراط مستقيم ثابت قدم بدارد.حقيقت توبه همان تحول دروني در موقع آزادي عمل است ويقينا چنين توبه اي را پروردگار خواهد پذيرفت


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + دنياي امروز ما نويسنده: زهره صفي آريان
    سه‏شنبه 5/4/1386 ساعت 11:56 صبح

    عجب دنياي غريبيه!!!


    بعضي آدما چطوري هستند!!!


    در تمام موارد نام خدا رو بر زبان دارند اما عملي از فرايندهاي او را طالب نيستند


    اين مسئله ي توبه چيه؟


    آيا ميتونه گناهان رو پاک کنه؟ طرف و مي بيني تا لحظه ي موتش دور از شئونات الهي بسر ميبره ودائم


    در انحراف شديده واقعا در تعجبم در تمام موارد تحقيق ومطالعه دارند اما نتونند در مورد خالقشان تحقيقي داشته باشند


    ودائم هم نام آن معبود يکتا را بر زبان ميرانند.دائم خدا ،خدا ميکنند.


    خيلي دلم ميخواست ميتونستم درافکارشون باشم وذهن اونها رو ورق ميزدم و متوجه ي منظورشون ميشدم


    مگه نه اينست که انسان آزاد خلق شده  پس مي تونستند در انحراف نباشند.


    اين صحبت رايجه که : آب که از سر گذشت چه يک وجب چه چند وجب ويا عقيده دارند اي بابا ما ديگه در اين کار گرفتار شديم وراه رهائي نداريم يعني ديگر طرف براي عمري گرفتار شده.


    اما من مقيدم که انسان قابل تکامله .پس مي تونه خود را از مخمصه ها نجات بده وراه صحيح را برگزينه.حتي در لحظات آخر.


    بهر حال از مسئله ي اصلي دور نشيم  صحبت توبه بود


    در صورتي امکانپذير است که:


    آگاهي کامل داريم وديگر بسوي آن گناه نرويم نه اينکه دائم گناه کنيم ودائم هم توبه، فکر نکنم پذيرا باشه چرا که براي بار دوم وسوم کاملا متوجه ي کارخود هستيم.


    خداوند که اينطور راحت وساده ما را هدايت نموده و تنها مسئله اي که ما بايد در خود تقويت کنيم آن هم اراده ي انساني خود است .پس چرا با کوچکترين غفلت سعادت  خود را پايمال ميکنيم؟


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + پيک عشق: نويسنده: زهره صفي آريان
    سه‏شنبه 5/4/1386 ساعت 9:31 صبح

    هر کسي توي اين دنيا دلي داره که به يک چيز مي سپاره يکي دلشو به زندگي گذشته مي سپاره ودائم در گذشته ها سير ميکنه. يکي دلشو به زندگي در آينده مي سپاره هنوز نيامده براش تصميم ميگيره. يکي دلشو به کتب گوناگون مي سپاره، يکي دلشو به خانواده مي سپاره، يکي دلشو به جاده ها مي سپاره، يکي دلشو به  کوه ودشت مي سپاره، يکي دلشو به درياچه مي سپاره ، يکي دلشو به رود مي سپاره، يکي دلشو به دريا مي سپاره يکي دلشو به جهان مي سپاره، يکي دلشو به خدا مي سپاره، تو چطور دلتو به چي سپردي تا به واقعيت هستي پي ببري؟


    واما من: دل و روحم رو به همه ي گفته شده ها مي سپارم تا رسم به اوج هستي . آن اوجي که از من ، من رو ساخت آن اوجي که اصالت بودن رو در من برانگيخت.اگه من خود رو نشناسم پس نميتونم پي بوجود هستي برم. آري آن اوج،اوج الهي است. وقتي به گذشته هاي تاريخ مي انديشم واقعا که در من تحول خاصي بوجود مي آد


    پس راست گفتندکه مرور تاريخ گذشته مي تونه اثر مثبت بر آينده ي خوب داشته باشه چرا که از تجربيات گذشته استفاده ي درست ميشه وخطاها رو مورد تکرار قرار نمي ده. نمونه ي آن همين زمان پيامبري حضرت عيسي (ع)است. در مورد ايشان که مطالعه و تحقيق ميکنم در تعجبم که ايشان هم در زمان پيامبري خود عبادت الهي را انجام ميداده اند وحتي شاهد فرشتگاني از جانب حق تعالي بوده اند يعني امري از جانب الهي براي هدايت برايشان بوده است .اما مدعيان اين دين ايشان را نعوذبالله خدا خطاب ميکنند. بارها وبارها در فيلمهاي گوناگون حتي به زبانهاي مختلف ستايش ايشان از خدا را متوجه بوده ام وليکن بازهم با افکار مدعيان مسيح به اين ترتيب روبرو هستم.مگر نه اين است که حضرت عيسي(ع) معجزه ي الهي بر زمين بوده اند.مگر نه اينست که پيامبر الهي براي ارشاد مردمان زمان خود بوده اند .پس ايشان هم دستور را از شاهراهي الهي ميگرفته اندو مردم را ارشاد ميکرده اند. پس چرا انکار در اين امر دارند. حتي وقتي به عقل خود رجوع ميکنيم باز متوجه ي آن هستيم که حضرت عيسي(ع)قدرت بودن را از خداوند متعال طالب بوده است .پس چرا باز منکر بر حقيقت هستند؟آري ما خدا رو به وسيله ي پيامبران وائمه ي اطهار به قلبمون دعوت ميکنيم در صورتي که خداي نا کرده تزلزلي در ايمانمان پديد آيد منظورم اينست که آنقدر ما به خدا يمون نزديک باشيم که فقط اورا صدا زنيم وفقط از او طلب ياري بخواهيم.وقتي اينچنين شد ديگر به واسطه اي نياز نداريم.بد تعبير نشود حرمت کل پيامبران و ائمه اطهار محفوظ است .اما من اينطور بيان ميکنم که تمام لحظات زندگي ما مي بايست ياد خدا بود .اين هست اوج الهي بودن وبه او رسيدن.پيامبراني که چون در قرآن کريم ذکر شده اند همه از جانب الهي بوده اند. باز هم بعد از آنان که خاتم پيامبران حضرت محمد(صلوات الله عليه) که معجزه ي قرآن کريم برايشان بوده است.پس خداوند در دوران متعددي اعجاز خود را بر خلايقش نشان داده است تا اينکه وجود با عظمت خاص خود را با آخرين اعجاز آسموني خود ختم کرده است.پس در اينجاست که خداوند بر هر که دوست دارد عنايت ميکند .حقيقتا خوشا به سعادتشون.واما ما که نبايد غبطه بخوريم چرا که هر کسي رو خداوند در حد توانش مي داند .پس خواست اوست . حالا که ما نميتوانيم همچون پيامبران معجزه هاي الهي رو مشاهده کنيم اما ميتوانيم راهشان را در يابيم تا به سعادت بشري رسيم.تمام کلام حضرت عيسي(ع) درست است انکاري درش نيست .وليکن خداوند فرمود: وجود خود را در قرآن کريم ختم کرده ام .پس دين اسلام کاملترين اديان جهاني است.


    کل اديان از جانب خداي متعال بر بشر نازل شده .مقدس است اما کاملترين دين ديني است که وجود الهي رو براي سعادت بشري کامل کرده است وآن دين، دين اسلام با اعجاز الهي بودنش يعني قرآن کريم است.


    خداوند در قرآن کريم فرموده:نه زاده شدم ،نه داراي فرزندي هستم تمام قدرت جهاني بر دست منست.خواهم بوجود آورم خواهم نابود سازم،خواهم آشکار کنم،خواهم پنهان کنم. وسعادت بشري رو در اين کتاب مقدس بيان کرده ام خواه فراگيرد ،که سعادتمند است.خواه انکار کند، که براي خود بشر ملال انگيز است.


    در خيلي از مسائل وقتي به بن بست مي رسيم به کتب مختلف رجوع ميکنيم تا بالاخره گره گشا در کارمون باشيم پس سعادت اون کار رو در مکتوب پيدا ميکنيم ميتونيم براي بهتر تفهيم شدن آنرا بارها وبارها مطالعه کنيم .خداوند هم خلايقش رو شناخت که اعجاز قرآن کريم رو بربشر نمود. آري عزيزان من ما ميتونيم راه نجات ،راه تکامل خود را از قرآن کريم دريابيم.البته مسئله اي هم نيست که با مطالعه ي ديگر کتب مقدس الهي  پي به کاملترين اعجاز الهي(قرآن کريم) ببريم. چون هر چه شناخت بيشتر شود وجود خداوند برما آشکارتراست.


     


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )

  •    + رابطه ي جهان بيني وسعادت: نويسنده: زهره صفي آريان
    دوشنبه 4/4/1386 ساعت 11:36 صبح

    ميدونيم که نيت انساني روي عمل ،وعمل از مسير نيت در تکامل نفس ورسيدن انسان به سعادت ابدي ربط دارد يک تاثير طبيعي و قرار دادي،پس نيت بيانگر يک رابطه ي حقيقي است .که عمل بدون نيت در حقيقت ،يک کالبد مرده است که ارتباطي با دل وروح فاعل بوجود نمي آوردونتيجه اي هم نمي بخشد.


    پس چه خوبه که در هر اقدامي نيتها رو صاف وصادق کرد يا اصلا از بن اين تمرين رو در خود نمود که براي هر امري نيت پاک داشتن يعني به سعادت رسيدن.آري کسانيکه به انگيزه ي ريا و خود نمائي کاري رو انجام ميدهند نه برا ي خداوند ،قرين شيطان هستند وبه اصطلاح روز در خط شياطين قرار گرفته اند.


    يا مثلا کسي براي ما هديه اي فرستاده وما نيز در مقابل ،هديه اي براي او مي فرستيم. اين هم در شرايطي که نيت ما از اين کار ،خداوند باشد،ارزش اخلاقي دارد ومفيد است.اما اگر صرفا براي اين باشد که يکدفعه کار خيري براي ما کرده است واگر ما مقابله بمثل نکنيم وآنرا تکرار نخواهد کرد وبراي اينکه خير او ادامه يابد واستفاده ي بيشتر ي ببريم ما هم مقابله بمثل کرده در اين صورت کار ما از ارزش اخلاقي بي بهره خواهد بود . پس اساسي ترين منشاء ارزش هر عمل نيت خواهد بود.


      نتيجه ميگيريم که ؟ ( )


  •    ليست کل ياددشت هاي اين وبلاگ
     
    [7/5/1387- 11:46 ص] به زندگي عشق بورزيم،زندگي اين عشق را به ما برمي گرداند ،
    [20/5/1386- 8:4 ص] فضاي محبت وهمکاري وبرادري
    [5/5/1386- 12:10 ع] ستايش
    [24/4/1386- 7:2 ع] رمز موفقيت
    [13/4/1386- 12:44 ع] پاکترين بانوي هردو عالم.....
    [11/4/1386- 11:10 ص] قطره اي بوديم در اقيانوس طواف
    [6/4/1386- 11:0 ص] هدف
    [6/4/1386- 10:26 ص] خدا را فراموش نکنيم
    [5/4/1386- 11:56 ص] دنياي امروز ما
    [5/4/1386- 9:31 ص] پيک عشق:
    [4/4/1386- 11:36 ص] رابطه ي جهان بيني وسعادت:

    JavaScript Codes